تبلیغات
عشقولانه - مطالب نکته
باز به نام خدای رئوف به حق امام رئوف
امشب به یاد امام رئوف که زندگی مشترک مون از بالای سر زیبای حرمش شروع شد یه کار خوب رو انشاءالله شروع می کنیم.
اصلا از اول هم هدفمون از ساختن این وبلاگ دنج و کوچولو، جمع و جور کردن و آرشیو کردن تجربیات و خاطرات زیبا و به درد بخور زندگی مشترک خودمون و دوستانمون بود. 
بارها پیش اومده که با دوستای خوبمون در مورد تجربیات موفق یا نا موفق مراحل مختلف زندگی مشترک از خواستگاری و دوران عقد و نامزدی گرفته تا اتفاقات ریز و درشت جشن عروسی و زیر سقف خونه رفتن و... حرف زدیم و تبادل نظر کردیم. خیلی از این تجربیات می تونه برای دیگران هم مفید باشه. کما اینکه خودمون بارها حسرت خوردیم که کاش زود تر از تجربه خوب بعضی دوستانمون خبردار می شدیم و تو زندگی و مراسم هامون ازش استفاده می کردیم. این حس رو گاهی هم دیگر دوستانمون نسبت به ما داشتن...
به هر حال؛ امیدواریم کم کم بتونیم بخش های مختلفِ شروع یه زندگی مشترک رو در قالب پرونده های موضوعی و خیلی خیلی کاربردی اینجا بنویسیم و جمع بندی کنیم. 
حتما مراجعه کنندگان این وبلاگ که احتمالا خیلی هاشون رو ظاهرا نمی شناسیم هم تجربیات به درد بخور خیلی زیادی دارند که ازشون خواهش می کنیم در کامنت ها به مطالب اضافه کنند.
یه نکته دیگه هم اینکه قطعا تجربیات ما بر اساس وضعیت فرهنگی و اخلاقی و خانوادگی و اقتصادی خودمون بوده و هست. لذا ممکنه بعضی هاش برای بعضی مخاطب ها غیر کاربردی باشه که امیدواریم با اضافه شدن تجربیات دوستان و مخاطبان کامل تر و قابل استفاده تر بشه.
به همین دلیل یه معرفی کلی از خونواده کوچولو و دو نفره مون می کنیم:
ما یه زوج مذهبی و به اصطلاح خومون حزب اللهی هستیم. منظور از حزب اللهی البته انقدر داغ نیست که قابل نزدیک شدن نباشیم. برعکس روابط اجتماعی نسبتا باز و خوبی داریم. البته همیشه تلاش کردیم تمام خطوط اصلی و مبنایی رو حفظ کنیم ولی منزوی هم به هیچ وجه نبودیم و اساسا یکی از شروط حزب اللهی بودن رو اجتماعی بودن می دونیم! تلاش کردیم روح دین و معنویت در زندگیمون جاری باشه. هرچند خیلی وقت ها به دلایلی موفق نبودیم اما اوقاتی که به مدد حق توفیق پیدا کردیم انقدر شیرین بوده که فکر نمی کنیم هیچ وقت طعم لذیذ و شیرینیش از بین ببره.. من با اسم مستعار صدرا می نویسم. در یکی از دانشگاه های دولتی تهران یه رشته فنی خوندم. حلما هم دانشجوی رشته فلسفه ست! تقریبا دو ساله که زندگی مشترکمون رو آغاز کردیم و یک سال و چند ماه از عروسیمون می گذره! مهم ترین ویژگی ظاهریمون ریش من و چادر مشکی زیبای حلما ست! الحمد لله اهل نماز و روزه و هیئتیم. خونواده هامون متوسط و مذهبی هستند. از لحاظ مالی متوسطیم و این واقعا خیلی خوبه. خیر الامور اوسطها :)  بعدا بیشتر توضیح میدم ...
اولین موضوعی که انشاءالله قراره در باره ش بنویسیم عروسیه! بله!! مراسم خاطره انگیز عروسی...
خود عروسی رو میشه به چندین پرونده تقسیم کرد:
میهمانان، محتوای مراسم، سالن و تالار، ماشین عروس، لباس و خرید عروسی، آتلیه و عکس و فیلم، دعوت از میهمانان، مراسمات جانبی مثل پاتختی، تهیه منزل، تهیه جهیزیه، چیدمان و آماده سازی منزل و...
انشاءالله به تدریج در باره همه ش حرف می زنیم.

امشب شب میلاد امام رئوف علی بن موسی الرضا علیه السلامه

این شعر را استاد خوبمان آقای جاودان حفظه الله زیاد می خوانند:

ای رستگان ز خویشتن و ای بستگان به حق
رحمی به ما کنید که از خود نرسته ایم...



موضوعات مرتبط : نکته،
برچسب ها : خاطره و تجربه، عروسی، امام رضا، یا رئوف یا رحیم،


تاریخ : چهارشنبه 4 شهریور 1394 | 01:05 ق.ظ | نویسنده : صدرا | نظرات
کسانی که زندگیشان را برمبنای آرمان های اصیل پایه گذاری می کنند باید بتوانند زود به زود آن را ارزیابی کنند. چرا که حرکت انسان در مسیر آرمان ها مثل حرکت فضا پیما است! هم از لحاظ سرعت بالا، هم لحاظ ظرافت مسیر...
یک فضاپیما به دلیل سرعت بالای حرکت، اگر کوچکترین خطای محاسباتی در طراحی و ساختش صورت گرفته باشد، و یا کمترین نقص فنی و به ظاهر ساده ای در آن پدید آید ممکن است به سرنوشت شاتل کلمبیا در سال 2003 دچار شود که در بازگشت از ایستگاه فضایی بین المللی در لحظات ورود به جو زمین به دلیل نقص یکی از سرامیک های حرارتی بدنه آن، به سرنوشت تاریخی انفجار مهیب و مشهور خود دچار شد و قطعات از هم پاشیده ی آن هر یک، به یکی از شهر ها و ایالت های دور دست پرتاب شد!
در واقع این نقص ، چندان اساسی نبود، اما حرکت در سرعت های بسیار بالا شرایط بدنه ی ایرودینامیک متعادل و ویژه ای را می طلبد که کوچکترین اصطکاکی ممکن است این تعادل را بر هم زند. در سرعت های بالا ظریف ترین و جزئی ترین متغیر ها هم مهم و تعیین کننده می شوند.
همچنین ممکن است به دلیل یک انحراف کوچک از مسیر به سرانجام نامعلوم کاوشگر فضایی ژاپنی مینروا دچار شود که از 12 نوامبر 2005 تا امروز در فضای لایزال گم شده و هنوز دارد به دنبال هدف خود می گردد. این کاوشگر کوچک قرار بود از سطح یک سیارک، اطلاعاتی کسب کند اما...
انسان آرمان محور اگر هر لحظه خود را در مسیر رسیدن به اهداف آرمانی اش تنظیم نکند، به احتمال بسیار بالا از رسیدن به هدف خود منحرف شده و گم می شود.
همچنین اگر در این حرکت پر فراز و نشیب و خطیر، مرتکب برخی خطا ها شود، محکوم به نابودی خواهد بود.
برای همین است که این چنین انسانی باید آرمان های هر روزش را با آرمان های دیروش مقایسه کند و ببیند چه می کند و چه باید بکند. اگر در تفکر آرمانی خود دچار کوتاه آمدگی شده باشد و مصلحت ها را چاشنی آرمان هایش کند، آن وقت باید نگران عاقبی روزمره و به درد نخور باشد اما چنانچه سطح آرمان هایش فراتر رفته بود می تواند امیدوار به آینده ای تحول گرا و پر ثمر گردد.
این موضوع وقتی برایم پررنگ تر شد که ازدواج کردم و پا به دنیای تاهل گذاشتم. با توجه به اینکه هر روز و هر هفته عوامل بیشتر ی سرمان را شلوغ می کنند و مانع از یادآوری آرمان های بلند گذشته می شوند، باید برای خودمان برنامه ای منظم و از جنس همان آرمان ها برای یادآوری شان طراحی کنیم و به آن التزام داشته باشیم...
هرچند ازدواج و زندگی مشترک، خود از جنس آرمان های متعالی است، اما گرد روزمرگی اگر بر هر چیز و هر کس، بنشید می تواند او را پوچ و زمین گیر کند.
زندگی مشترک ظرفیت های جدی زیادی برای یک حرکت آرمانی صحیح و پرسرعت دارد، اما بشرطها و شروطها! مشکل آنجا است که حل و فصل وظایفمان در خانواده، آنقدر وقت گیر می شود که جای همه چیز را می گیرد و این وظایف نوعا از جنس امرار معاش هستند و از ترس از آینده سرچشمه می گیرند. کم کم وظایف روحانی و لطیف کم رنگ و فراموش می شوند و آینده های نگران کننده ی دنیایی سایه ی سیاهشان را چون دیو بر امروز ما می گسترانند و همه ی هم و غم ما را به خود منعطف می کنند و ما می شویم قایق رانی که هر لحظه خود را در نزدیکی آبشار می پندارد و سعی می کند با پارو زدن از آن فرار کند ولی جریان خروشان زندگی خیلی قوی تر از بازوان نحیف اوست... نتیجه ی این تلاش خسته کننده در بهترین حالت عقب گرد و درجا زدن است و برای همین آرزوی ماندن در دوران کودکی و بازگشت به گذشته های شاد و بی دغدغه، جای آرمان های متعالی و بلند پروازی های شایسته را می گیرد. بلای جان خیلی از ما...
حال آنکه همه ی این وظایف به ظاهر دنیا طلبانه، در قالب یک دستور پیچیده و بخشی از یک طرح پیشرفته برای تحقق اهداف بلندی است که انسان برای نزدیک شدن به آن انسان نامیده شده است!

«اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا»

خدایا؛ دنیا را بزرگترین هم و غم ما قرار مده...

---
1- این دنیای بسیار پست




موضوعات مرتبط : نکته،


تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1392 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : صدرا | نظرات
"هلک من لیس له حکیم یرشده"
این جمله را صدرا در اولین روزها برایم خواند...
حال که می بینم،"یرشده"،فقط در صحبت هایش نیست ، فقط در جلسات هفتگی اش نیست...
حتی فقط در آن نصیحت بعد از عقدش در آن شب بارانی که گفت : "شما اگر همراه هم باشید من هم قول می دهم خداوند ضامنتان باشد ."نیست...
گاهی که خیلی نگران می شوم ...بی دلیل...
جواب سلامش...
گاهی که حواسش نباشد و بعد از خداحافظی با شاگردان به این سوی خیابان نگاه کند .... یک لحظه نگاهش...
تمام دلهرهایم تمام می شوند ....
آرام می شوم...
سبک وراحت...
و آن وقت است که دلم می سورد به حال همه کسانی که روزمرگی هلاکشان کرده و در پی راه نجاتی به هر دستاویز چنگ می زنند !
کسانی که از صبح تا شب می دوند اما نمی دانم چرا نمی رسند...
نمی داتم چرا هیچ وقت آرام و قرار ندارند...
نمی دانم چرا هیچ وقت در چشمان همیشه نگرانشان آرامش نمی نشیند....
وهرروز دیروزشان را تکرار می کنند ....در باد....


مگر زنجیر مویی گیردم دست         وگرنه سر به شیدایی برآرم







موضوعات مرتبط : نکته،
برچسب ها : روزمرگی، نجات، زندگی،


تاریخ : یکشنبه 8 دی 1392 | 06:07 ب.ظ | نویسنده : حلما | نظرات
لباس باید زیبا باشد.
لباس باید پاک باشد.
لباس باید راحت باشد.
لباس باید محکم و بادوام باشد.
باید آنچه پوشاندنی است بپوشاند.
در سرما باید گرما بخش باشد.
در حرارت و التهاب باید خنک و آرام کند.
لباس باید به انسان بیاید.
باید شخصیت انسان بیاید.
باید به فرهنگ انسان بیاید.
باید به کار و مشغله انسان بیاید.
باید به فکر و اعتقاد انسان بیاید.
باید به جیب انسان بیاید.
بیش از نود درصد از آنچه از انسان به چشم دیگران می آید لباس اوست.
اگر منظم و مرتب باشد.
اگر تمیز و اتوکشیده باشد.
اگر زیا و آراسته باشد.
تو هم همان گونه دیده می شوی.
هر چند چهره و قامتت چندان جذاب نباشد.
وقتی لباست مناسب و متناسب باشد.
تازه چهره ات به چشم می آید.
اما اگر لباست خوب نباشد چهره ات هر چند زیبا، به چشم نمی آید.
لباس را همیشه به همراه داری.
لباس نداشتن بی حیایی و فقر است.
همانگونه که تبرج و تفاخر در لباس زننده است.


شاید ادامه داشته باشد...


---
1- سوره مبارکه بقره - آیه 187



موضوعات مرتبط : نکته،


تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 | 03:54 ب.ظ | نویسنده : صدرا | نظرات
حلما جان سلام
تعارف نکن عزیزم
تو اول شروع کن
دوست دارم تو اولین پست را در این وبلاگ بنویسی
دوست دارم اولین پست را تو به زبان و قلم خودت بنویسی
پس تعارف نکن!
بسم الله...



موضوعات مرتبط : نکته،


تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392 | 12:57 ب.ظ | نویسنده : صدرا | نظرات