تبلیغات
عشقولانه - مطالب بهمن 1392
کسانی که زندگیشان را برمبنای آرمان های اصیل پایه گذاری می کنند باید بتوانند زود به زود آن را ارزیابی کنند. چرا که حرکت انسان در مسیر آرمان ها مثل حرکت فضا پیما است! هم از لحاظ سرعت بالا، هم لحاظ ظرافت مسیر...
یک فضاپیما به دلیل سرعت بالای حرکت، اگر کوچکترین خطای محاسباتی در طراحی و ساختش صورت گرفته باشد، و یا کمترین نقص فنی و به ظاهر ساده ای در آن پدید آید ممکن است به سرنوشت شاتل کلمبیا در سال 2003 دچار شود که در بازگشت از ایستگاه فضایی بین المللی در لحظات ورود به جو زمین به دلیل نقص یکی از سرامیک های حرارتی بدنه آن، به سرنوشت تاریخی انفجار مهیب و مشهور خود دچار شد و قطعات از هم پاشیده ی آن هر یک، به یکی از شهر ها و ایالت های دور دست پرتاب شد!
در واقع این نقص ، چندان اساسی نبود، اما حرکت در سرعت های بسیار بالا شرایط بدنه ی ایرودینامیک متعادل و ویژه ای را می طلبد که کوچکترین اصطکاکی ممکن است این تعادل را بر هم زند. در سرعت های بالا ظریف ترین و جزئی ترین متغیر ها هم مهم و تعیین کننده می شوند.
همچنین ممکن است به دلیل یک انحراف کوچک از مسیر به سرانجام نامعلوم کاوشگر فضایی ژاپنی مینروا دچار شود که از 12 نوامبر 2005 تا امروز در فضای لایزال گم شده و هنوز دارد به دنبال هدف خود می گردد. این کاوشگر کوچک قرار بود از سطح یک سیارک، اطلاعاتی کسب کند اما...
انسان آرمان محور اگر هر لحظه خود را در مسیر رسیدن به اهداف آرمانی اش تنظیم نکند، به احتمال بسیار بالا از رسیدن به هدف خود منحرف شده و گم می شود.
همچنین اگر در این حرکت پر فراز و نشیب و خطیر، مرتکب برخی خطا ها شود، محکوم به نابودی خواهد بود.
برای همین است که این چنین انسانی باید آرمان های هر روزش را با آرمان های دیروش مقایسه کند و ببیند چه می کند و چه باید بکند. اگر در تفکر آرمانی خود دچار کوتاه آمدگی شده باشد و مصلحت ها را چاشنی آرمان هایش کند، آن وقت باید نگران عاقبی روزمره و به درد نخور باشد اما چنانچه سطح آرمان هایش فراتر رفته بود می تواند امیدوار به آینده ای تحول گرا و پر ثمر گردد.
این موضوع وقتی برایم پررنگ تر شد که ازدواج کردم و پا به دنیای تاهل گذاشتم. با توجه به اینکه هر روز و هر هفته عوامل بیشتر ی سرمان را شلوغ می کنند و مانع از یادآوری آرمان های بلند گذشته می شوند، باید برای خودمان برنامه ای منظم و از جنس همان آرمان ها برای یادآوری شان طراحی کنیم و به آن التزام داشته باشیم...
هرچند ازدواج و زندگی مشترک، خود از جنس آرمان های متعالی است، اما گرد روزمرگی اگر بر هر چیز و هر کس، بنشید می تواند او را پوچ و زمین گیر کند.
زندگی مشترک ظرفیت های جدی زیادی برای یک حرکت آرمانی صحیح و پرسرعت دارد، اما بشرطها و شروطها! مشکل آنجا است که حل و فصل وظایفمان در خانواده، آنقدر وقت گیر می شود که جای همه چیز را می گیرد و این وظایف نوعا از جنس امرار معاش هستند و از ترس از آینده سرچشمه می گیرند. کم کم وظایف روحانی و لطیف کم رنگ و فراموش می شوند و آینده های نگران کننده ی دنیایی سایه ی سیاهشان را چون دیو بر امروز ما می گسترانند و همه ی هم و غم ما را به خود منعطف می کنند و ما می شویم قایق رانی که هر لحظه خود را در نزدیکی آبشار می پندارد و سعی می کند با پارو زدن از آن فرار کند ولی جریان خروشان زندگی خیلی قوی تر از بازوان نحیف اوست... نتیجه ی این تلاش خسته کننده در بهترین حالت عقب گرد و درجا زدن است و برای همین آرزوی ماندن در دوران کودکی و بازگشت به گذشته های شاد و بی دغدغه، جای آرمان های متعالی و بلند پروازی های شایسته را می گیرد. بلای جان خیلی از ما...
حال آنکه همه ی این وظایف به ظاهر دنیا طلبانه، در قالب یک دستور پیچیده و بخشی از یک طرح پیشرفته برای تحقق اهداف بلندی است که انسان برای نزدیک شدن به آن انسان نامیده شده است!

«اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا»

خدایا؛ دنیا را بزرگترین هم و غم ما قرار مده...

---
1- این دنیای بسیار پست




موضوعات مرتبط : نکته،


تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1392 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : صدرا | نظرات