تبلیغات
عشقولانه - راه عشق

بسم رب الحسین


کل خیر فی باب الحسین


 مدام می خواهم برای همه تعریف کنم...
با ترکیبات متنوع،با جملات گوناگون،با الفاظ متفاوت...ولی کسی انگار نمی فهمد....
کسی چه می فهمد معجزه یعنی چه !
عشق یعنی چه !
راه یعنی چه !...
کسی چه می داند سه روز پیاده روی در گرمای خرداد ماه ...
استراحت در موکب ها....
پذیرائی کودکان با معرفت ....
تیر های چراغ برق وشماره هایشان که باید تا هزار و چهار صد می رسید...وبعدش هرچه به اینها فکر می کنی جز عشق چیزی در خاطراتت نقش نمی بندد یعنی چه !
کسی چه می داند قول دهی به کفش هایت که اگر تا حرم رساندت با هم به زیارت بروید یعنی چه !
کسی چه می داند وقتی از درد پاهایت می گویی ناگهان سر بلند کنی و گنبد و بارگاه اباعبدالله دلبری کند یعنی چه !...
کسی چه می داند اجازه از علمدار برای تشرف یعنی چه !...
کسی چه می داند "لبیک یا حسین "جمیع زائران درست روبروی ضریح اما وقتی هنوز چشمانت به ضریح شش گوشه اش نیفتاده یعنی چه !..
کسی چه می داند از حال و هوایت وقتی برای اولین بار دستانت در پنجره های ضریح گره بخورد و تو باشی و کلی حرف های نگفته که جای گفتنش همین جاست....
همه اینها وقتی تبدیل به حسرت شدند که حدود نیم ساعتی بود که از کربلا راه  افتاده بودیم...
کسی چه می داند حسرت یعنی چه !....


بشوی اوراق اگر همدرس مایی                                     که درس عشق در دفتر نباشد




موضوعات مرتبط : خاطره،


تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392 | 11:56 ب.ظ | نویسنده : حلما | نظرات